«مطالعات اجتماعی»

نظام اقتصادي

آسیب های نظام اقتصادی

*آسیب های نظام اقتصادی*

بیکاری یکی از مهم ترین آسیب های نظام اقتصادی می باشد.

مفهوم بیکاری:

بیکار به فردی گفته می شود که می تواند کاری انجام دهد وشغلی داشته باشد ولی شغلی پیدا نمی کند. معنای بیکار این نیست که فرد هیچ کاری نمی کند بلکه معنای آن این است که او شغل ودر نتیجه درآمدی ندارد. 

انواع بیکاری:

۱) بیکاری فصلی: نوعی از بیکاری است که فرد مدتی از سال شغلی دارد ولی بقیه ی ایام سال به کار ی مشغول نیست .مانندمشاغل کارگران ساختمانی،کارگران کشاورزی ونظایر آن.

۲)اشتغال کاذب :

اشتغال کاذب نیز نوعی بیکاری می باشد که فرد دارای شغل ودرآمد است ولی شغل او درنظام اقتصادی نتیجه ای مطلوب ندارد . مشاغلی مانند دلالی -کوپن فروشی-سیگار کشی اشتغال کاذب اند

۳)بیکاری پنهان :

دراین نوع بیکاری فردشغل ودرآمد دارد وشغل او برنظام اقتصادی نتیجه ای مطلوب دارد اما از استعداد وتوانایی فرد در حد مطلوب استفاده نمی شود مثلا فردی که لیسانس ریاضی دارد اما به رانندگی تاکسی می پردازد .دراین صورت چون شغل او از استعداد هایش در حد مطلوب استفاده نشده این فرد داری بیکاری پنهان است.  

عوامل بیکاری

الف)رشد جمعیت:

در روستایی که ۵خانوار زندگی می کنند وجمعیت آن در مجموع ۳۰ نفر است اگراهالی روستا بخواهند زندگی خود را از راه کشاورزی تامین کنند به هر خانوار ۲۰ هکتار زمین می رسد که همه ی افراد درآن مشغول به کار می شوند درحالی که جمعیت روستا روبه افزایش است اما مقدار زمین ثابت است زمانی خواهد رسید که دیگر افراد نمی توانند دراین مقدار زمین مشغول شوند دراین حالت یا کارها با در نظر گرفتن افراد جدید تقسیم خواهد شد یا افراد سابق افراد جدید را در جمع خود نخواهند پذیرفت. درهردوحالت بیکاری به وجود می آید در حالت اول بیکاری پنهان ودرحالت دوم بیکاری آشکار . این مشکل ممکن است زندگی مردم روستا را دچار اختلال کند.درنتیجه یکی ازعلت های بیکاری(عدم تناسب جمعیت وامکانات اقتصادی) است.

ب)نظام آموزشی:

امروزه بسیاری از مشاغل به مهارت وتخصص نیاز دارد یعنی فرد قبل از به عهده گرفتن کارها باید یک دوره ی آموزشی را طی کند .اگر نظام آموزشی رسمی به مهارت هایی که نظام اقتصادی ومشاغل به آنها نیاز دارند توجه نکند یا به افراد آموزش هایی بدهد که در نظام اقتصادی کارایی ندارد یا برای بعضی مشاغل مناسب نیست نیرویی که وارد بازار کار می شود یا بیکار می ماند یا به شغل کاذب روی خواهد آورد . مثلا افرادی که در حد دیپلم آموزش دیده اند اما به شغل هایی مشغول اند که اطلاعاتی درحد سیکل نیاز دارد. 

پ)ماشینی شدن و خودکاری(اتوماسیون):

یکی دیگر از عوامل بیکاری ماشینی شدن یا جایگزینی ماشین به جای انسان وهرچه بیشتر ماشینی کردن کارها می باشد.

ت)عدم تعادل در نظام اقتصادی:

هنگامی که نظام اقتصادی به نحوی سازمان یافته باشد سودآوری تجارت کم می شود و این خود یکی از نشانه های عدم تعادل و نا هماهنگی در نظام اقتصادی است . 

ث)رکود اقتصادی:

رکود :یعنی تولید کالا زیادوتقاضای آن کم .

دراین حالت فعالت اقتصادی از رونق می افتد . تولید کنندگان از تولید باز میمانندافراد از سرمایه های جدید خود داری می کنند ودر نتیجه نیروی کاری که تازه وارد بازار کار شده است وحتی نیروی کار ماهر بیکار می شود .

ج)زیر بنای اقتصادی :

کشوری که نمی تواند زیر بنای اقتصادی لازم را برای رشد اقتصادی فراهم آورد با بیکاری رو به رو می شود.برای نمونه:

-کشوری که فاقدصنایع زیر بنایی باشد .

-سرمایه ی لازم برای ایجاد صنایع زیر بنایی نداشته باشد.

-فاقد نیروی متخصص لازم برای ایجاد این صنایع باشد .

 این کشور در بسیاری از زمینه های صنعت رشد نخواهد کرد ودر نتیجه مشاغل جدید هم ایجاد نخواهد شد. 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 15:5  توسط sk75  |